خرید بک لینک


پیدا ، گم ، هر آنچه که هستی
گو آیمت به کجا از پی؟
ای بدوِ بودنت آغازم
پس کی شروع کنم ، پس کی؟

ما نقطه های ز هم دوریم
از دیده رفته ، ز دل پنهان
تا این خط از نو بگیرد شکل
من می دوم تو ولی لِی لِی...

سوهان داغ لبانت چند؟
بر چشم الکلی ات سوگند
نذر حرم به حرم دارم
از قُم ، قدم به قدم تا رِی

از من بریدی و زین رو من
از عالمی همه ببریدم
چون یابی همچو منی را که
کرده ست بی تو جهان را قِی؟

سیرم ز این همه محجوبی
بانگی بر آر و خرابم کن
لب تر کن ای دهنت ساغر
لب تر کن ای کلماتت مِی

شب در وخامت تنهایی
"باریـــد از در و دیوار، عشق"
گفتم که حال شما ای عشق؟
آهی کشید و بگفتا : هِی !!!

#مجتبی_افشاری
بسیار این غزلم را دوست می دارم

برچسب: نویسنده: هیراد دادخواه تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 11:15

صفحه بندی