خرید بک لینک

آن سیب ، خود بودیم و خود را چیده ایم ما
یک چند سالی هست دنیا دیده ایم ما

آن روزگار وصل را کی باز می جوییم؟
کز اصل ، دور افتاده و گندیده ایم ما

سُرخیم اما ظاهرا ، در ژرفنای خود -
_ زردیم ، از داخل فرو پاشیده ایم ما

دردیم و چون در تنگنای دل نگنجیدیم
اشکی شده بر گونه ای غلطیده ایم ما

تا پای رنجیدن میان باشد به خوشحالی
سرشار از فکر و نبوغ و ایده ایم ما

او کیست کز پیشش غمی ناباب می آید؟
کاو را ندیده در غمش رنجیده ایم ما؟

ما نور بودیم و بر این ویرانه تابیدیم
ما ابر بودیم و کنون باریده ایم ما

ارتجالا سروده شد
مجتبی افشاری

برچسب: هرکسی کو دور ماند از اصل خویش,شعر هرکسی کو دور ماند از اصل خویش, نویسنده: هیراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 16:45

صفحه بندی